سيد محمد على ايازى
344
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
تفسيرى و تأويلى در الكافى ، ارائه شده است . فصل اوّل : كلّيات عنوان فصل اوّل اين بخش ، « كلّيات » است كه نگارنده در آن ، به تبعيّت از سنّت رايج ، به بررسى دربارهء معناى لغوى و اصطلاحى « تفسير » و « تأويل » و رابطهء بين آن دو ، پرداخته است . معناى لغوى تفسير اهل لغت ، معانى بسيارى براى تفسير بيان داشتهاند و آن را معمولًا با كلماتى مانند : ابانه ، تبيين ، تفصيل ، ايضاح و كشف ، مترادف دانستهاند . از جمله ، ابن فارس مىگويد : اين كه گفته مىشود : « فسرتُ الشىء » ؛ يعنى : چيز پوشيدهاى را كشف نمود و آن را روشن ساخت . « 1 » ابن منظور نيز مىگويد : فسّر ، به معناى بيان است . . . . كشف نمودن چيز پوشيدهاى را « فسر » مىگويند و تفسير ، براى كشف نمودن لفظ مشكل به كار مىرود . « 2 » معناى اصطلاحى تفسير كثرت استعمال كلمهء « تفسير » در مورد بيان و توضيح معانى و مفاهيم آيات قرآن ، موجب شده است كه واژهء « تفسير » در ميان دانشمندان علوم دينى ، معناى خاصّ اصطلاحى به خود بگيرد و در خصوص قرآن كريم ، به كار رود . ابوحيّان در البحر المحيط ، در معناى اصطلاحى تفسير مىنويسد :
--> ( 1 ) . معجم مقاييس اللغة ، ج 4 ، ص 504 ، مادّهء « فسر » . ( 2 ) . لسان العرب ، ج 5 ، ص 55 .